کد خبر : ۸۲۹۱
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۰ -05 July 2019
این روزها اصولگرایان بیش از هر زمان دیگری به پیروزی خود در انتخابات مجلس شورای اسلامی مطمئن هستند؛ اطمینانی که یک دلیل ظاهری دارد و یک دلیل باطنی!

این روزها اصولگرایان بیش از هر زمان دیگری به پیروزی خود در انتخابات مجلس شورای اسلامی مطمئن هستند؛ اطمینانی که یک دلیل ظاهری دارد و یک دلیل باطنی!

به گزارش«آزادی»، اصولگرایان در ظاهر تصور می کنند ناکارآمدی لیست امید در مجلس شورای اسلامی و همچنین بحران های اقتصادی که پس از خروج آمریکا از برجام پیش آمد،در کنار کاستی هایی که در دولت وجود داشت و دارد،به صورت خودکار مردم را به انتخاب آنان سوق خواهد داد و در این نوبت این اصولگرایان هستند که در پارلمان به صورت یکدست برتری را خواهند داشت.اما آنچه در باطن به آن می اندیشند،عدم حضور بدنه اجتماعی اصلاح طلبان در انتخابات،ناظر به مشکلات و ناکارآمدی های موجود و احتمالا رد صلاحیت چهره های شاخص اصلاح طلب باشد و احتمالا این مایه امیدواری بیشتری برای آنان است.

اصولگرایان تا کنون به صورت آشکار نگفته اند که خواهان مشارکت اندک مردم در انتخابات هستند؛اما تجربه انتخابات گذشته نشان داده است که در صورت عدم مشارکت بالای مردم در انتخابات،برنده انتخابات اصولگرایانی بوده اند که بدنه اجتماعی آنان با هر شرایطی در انتخابات شرکت می کنند؛چرا که آنان نه محدودیتی در ارائه کاندیدا داشته اند و نه محدودیتی برای هر نوع فعالیت سیاسی پس از انتخابات.

در انتخابات مجلس ششم که بدنه اجتماعی اصلاح طلبان حضور حداکثری در انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران داشتند،نفر اول تهران از فهرست اصلاح طلبان یعنی محمد رضا خاتمی بیش از یک میلیون و هفتصد هزار رای را به خود اختصاص داد و نفر آخر لیست اصلاح طلبان هم بیش از 750 هزار رای از مردم تهران گرفته است. اما بلافاصله پس از پایان مجلس ششم و رد صلاحیت های گسترده اصلاح طلبان و عدم اقبال بدنه اجتماعی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم مشاهده می کنیم که نفر اول انتخاب شده،یعنی غلامعلی حداد عادل 880 هزار رای را به خود اختصاص داد که این حتی کمتر از نفر بیست و ششم انتخاب شده لیست اصلاح طلبان در مجلس ششم بوده است.در واقع میزان رایی که مردم در انتخابات مجلس هفتم به حداد عادل داده اند و او نفر اول شده است،از تعداد آرایی که در مجلس ششم به نفر بیست و ششم اصلاح طلبان داده اند هم حتی کمتر است.

نکته جالب و البته غم انگیز دیگر این است که نفر آخر اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم بیش از هفتصد هزار رای از مردم گرفته است،در حالیکه نفر آخر اصولگرایان که به دور دوم رفتند فقط 140 هزار رای از مردم تهران گرفته است و این آن نکته ای است که عدم حضور در انتخابات- به هر دلیلی- باعث شد که سالها مجالس هفتم،هشتم،نهم و دهم به صورت یکپارچه در اختیار اصولگرایان باشد.عدم حضور در انتخابات و یکپارچگی همه نهادهای حاکمیتی در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد،مساله ای شد که آن تجمیع مطالبات سال 88 صورت بگیرد و این برای اصلاح طلبان و خود نظام سیاسی کشور هم مفید نیست که شرایط حضور مردم را در انتخابات آنقدر بسته نگاه دارد که مطالبات مردمی به صورت انفجاری در یک انتخابات سرباز کند و اتفاقاتی که در سال 88 در کشور افتاد را رقم بزند.
اگر چه در کوتاه مدت عدم حضور مردم در انتخابات ممکن است،پیروزی هایی سیاسی را نصیب برخی از گروه ها کند که از عدم مشارکت مردم در انتخابات سود می برند،اما عدم حضور مردم در انتخابات،به معنای رفع مطالبات آنان نیست و این مطالبات تجمیع شده با قدرت بیشتری در برهه ای دیگر بر ساختار سیاسی کشور فشار وارد می کند تا پاسخ بخشی از آن مطالبات را بگیرد و آن زمان تحمل فشارهای تجمیع شده کار چندان راحتی نخواهد بود.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: