کد خبر : ۱۴۴۴۵
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۷ -25 December 2019
قبول ندارم که همه کاستی هایی که امروز متوجه کاهش کارآمدی نظام است متوجه قوه مجریه است که کمتر از 20 درصد قدرت را در اختیار دارد اما در عین حال فکر می کنم که صداقت و اخلاق سیاسی حکم می کند که اصلاح طلبان مسئولیت دفاع 92 و 96 خویش از دولت روحانی را بپذیرند و به اشتباهات سرزده از دولت مورد حمایت خویش اعتراف و اذعان کنند.

نگاهی به اظهارنظرهای فعالان سیاسی اصلاح طلب نشان می دهد که کمتر از چند هفته قبل از نتیجه انتخابات پیش رو ناامید هستند، شاید رفتار سیاسی و عملکرد جریان اصولگرا در راستای رسیدن به وحدت این امید را پدید آورده و آنان را مصمم کرده باشد که علی رغم همه ریزش رای ها و دلسردی های بدنه اجتماعی خود به میدان آیند. در این میان برخی حتی این گمانه را طرح می کنند که با توجه به رویکرد اصولگرایان در آرایش سیاسی خود، محمد باقر قالیباف به عنوان یکی از ژنرال های این جریان خیلی بیش از پزشکیان شانس رئیس قوه شدن را نداشته باشد. سیاسیون اصلاح طلب البته ترجیح می دهند که این را به صراحت نگویند اما در عین حال اذعان دارند که رقیب هر دو جریان سیاسی در انتخابات پیش رو نارضایتی مردم است. حسن رسولی، عضو شورای شهر تهران، یکی از همین افراد است و با در نظر داشتن تفاوت قابل توجه کارنامه اصلاح طلبان و اصولگرایان در امر وحدت، به پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات آتی امیدوار است. او در یادداشتی برای «آزادی» نوشت:


مسائل درون دو جناح سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا قبل از اینکه آثار وضعی در نسبت این دو جریان برای رسیدن به پیروزی داشته باشد، بیشتر ناشی از نقصی است که ما در سامانه های سیاسی کشور که شامل هر دو جریان می شود، داریم . به این معنا که هر یک یا دو سال یک بار انتخابات برگزار می کنیم . اصل 6 قانون اساسی و اصل 56 و سایر اصول تضمین کننده جمهوریت نظام یک پایه مشروعیت جمهوری اسلامی ایران برخواسته از رای مردم تعیین کرده است و بر این اساس انتخابات در فرهنگ عمومی و سیاسی کشور طی چهار دهه اخیر مفهومی نهادینه شده است اما علی رغم این سابقه چهل ساله و نیز برخی از مقاطع قبل از انقلاب حداقل بعد از انقلاب مشروطه زیرساخت های سیاسی مورد نیاز برای سیاست ورزی منظم اشخاص حقیقی و حقوقی به صورت جامع و مانع وجود ندارد.

دلیل این باور آن است که بین دویست و پنجاه تا سیصد حزب ثبت شده ملی و استانی هیچ یک دارای ارکان گسترده در سطوح مختلف جغرافیایی سیاسی مثل استان ها، شهرستان ها، بخش ها نیستند. در عین حال در فصل انتخابات سراسری فعلان سیاسی به تکاپو می افتند تا ضمن استفاده از حقوق اساسی خویش بر ساختار حقوقی سیاسی کشور تاثیر گذارند و منویات خویش را محقق کنند. در این راستا به دلیل فقدان تحزب و کم کارآمدی احزاب پرشمار و کم اثر فعلی هر دو جناح به سازمان سیاسی و انتخاباتی جبهه ای اجماع ساز روی می آورند. این سازوکارهای انتخاباتی اجماع ساز در صورتی که انسجام درون جریانی هر جریان در حد بالایی نباشد چون برخوردار از انضباط و قدرت مجاب کنندگی تشکیلاتی نیست اجماع ها و ائتلاف های صورت گرفته کمتر ثمربخش و پایدار هستند. اگر به یاد داشته باشید در انتخابات سال 96 قرار بر این بود که بین آقایان دکتر ولایتی، آقای حداد عادل، آقای قالیباف و محسن رضایی یک نفر وارد شود، این اتفاق نیفتد. هنوز هم این بستر در جریان اصولگرا به دلایلی که به آن اشاره کردم مهیا نیست اما در جریان اصلاحات صرف نظر از نتایج حاصل از دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری که در جای خود قابل نقد و بررسی است،آقای عارف از خرد جمعی اصلاح طلبان و تشخیص آقای خاتمی در سال 92 تمکین کرد و در سال 96 نیز در دو دوره پی در پی شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان علی رغم دشواری انسجام بخشی بین احزاب، انجمن ها و شخصیت های سیاسی اصلاح طلب به کاندیدای واحد رسید.


در حال حاضر متاثر از حوادث ناگوار دی ماه 96 و آبان ماه 98 و افزایش مشکلات اقتصادی و معیشتی ناشی از تحریم های ظالمانه امریکا و برخی دیگر از کج کاردی ها و ناکارآمدی های ارکان حاکمیت بستر انتخابات که مردم کوچه و بازار هستند از حال و روز خویش ناراضی شده اند. در چنین شرایطی پرداختن به سیاست و انتخابات دغدغه اصلی اکثریت جامعه نیست. اکثریت جامعه به خصوص کارگران، کارمندان، روستاییان، کشاورزان و حاشیه نشینان درد تامین نان و معاش دارند لذا باور من این است که مهم ترین رقیب انتخاباتی هر دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا یاس و نارضایتی عمومی است. سهم کشمکش های داخلی رقیب در پیروزی یا عدم پیروزی هر دو جریان ناچیز است به ویژه که دوگانه های سیاسی قبلی کم رنگ شده و دوگانه های دیگری از جنس فقر و غنا، شکاف های نسلی، جنسیتی و قومی جایگزین دوگانه های قبلی شده است.


اخیرا آقای دکتر حداد عادل جمله ای گفته اند که من از آن جمله برای دفاع از این برداشت خود استفاده میکنم. ایشان عنوان کردند که ما (اصولگرایان) باید تلاش کنیم که نیروهای انقلاب پای صندوق های رای آوریم. انقلاب اسلامی ایران به تعبیر حضرت اما رحمت الله علیه انقلاب پابرهنگان بود. انقلاب کوخ نشینان علیه کاخ نشینان بود. بخش قابل توجهی از نیروهای مومن به انقلاب که از نظر ما جفا در حق انقلاب است که آنان را به انقلابی و غیر انقلابی تقسیم کنیم، امروز درگیر مشکلات روزمزه زندگی خویش هستند. کافی است به جغرافیای سیاسی و اجتماعی بروز و ظهور ناآرامی های اخیر با نگاهی علمی و جامعه شناختی بنگریم. مناطقی از تهران و در خارج از تهران، شهرهایی مثل ورامین و پیشوا که سابقا به عنوا قطب سازمان رای اصولگرایان تعریف می شدند در حوادث اخیر شاهد بروز و ظهور بیشترین اعتراضات بودند بنابراین رقیب جریان اصلاحات در شرایط فعلی امید به آینده نه بازی های درون جریانی جریان اصولگرا است. در مرحله دوم مسئولیت سیاسی،تاریخی مدنی جریان اصلاحات در قبال دستاوردهای دو دولت آقای روحانی است که با اعتبار اصلاحات در راس قوه مجریه قرار گرفته است. قبول ندارم که همه کاستی هایی که امروز متوجه کاهش کارآمدی نظام است متوجه قوه مجریه است که کمتر از 20 درصد قدرت را در اختیار دارد اما در عین حال فکر می کنم که صداقت و اخلاق سیاسی حکم می کند که اصلاح طلبان مسئولیت دفاع 92 و 96 خویش از دولت روحانی را بپذیرند و به اشتباهات سرزده از دولت مورد حمایت خویش اعتراف و اذعان کنند و در باقی مانده مسیر به جای تخریب این دولت با احساس مسئولتی در صورتی که متقاضی باشد، به آن کمک کنند تا اینکه با خلا ثبات سیاسی و خدای نکرده هرج و مرج در اینده نباشیم.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: