کد خبر : ۱۰۷۶۳
تعداد نظرات: ۱۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۰ -01 September 2019
قد جارویش دوبرابر خودش است.پاکبان نوجوان،خسته از کار روزانه ،گوشه ای از خیابان انقلاب نشسته است.از شیشه خودروی در حال عبور ،چیزی به بیرون پرت می شود.

غلامرضاهاشمی فرد|تحریریه آزادی: پسرکی نوجوان،تقاطع خیابان انقلاب و البرز،گوشه ای نشسته و به رهگذران نگاه می کند.او که لباس سبزرنگ شهرداری را پوشیده و جاروی دسته بلندش را کنارش گذاشته،با شنیدن صدای خنده ی دختر و پسرجوانی ،لبخندی گوشه لبش نقش می بندد.سرش را پایین می اندازد،برای چند لحظه نگاهش روی دستکش سیاهش می ماند.سرش را که بالا می آورد نه اثری از آن لبخند دیده می شود و نه از آن دو جوان.وقتی برای گفتگو به او نزدیک می شوم به جایی نامعلوم چشم دوخته است.اسمش را می پرسم.می گوید «وفا».

سن قانونی کار کردن در کشورهای مختلف
سن قانونی کار به کمترین سن مناسب برای کار طبق قانون گفته می شود.این سن برحسب کشور یا حوزه قضایی می تواند متفاوت باشد.به طور مثال از بین کشورهای آسیایی،در ژاپن،فیلیپین،تایوان و ایران،پایین ترین سن استخدام پانزده سال است. چین شانزده و امارات متحده عربی هجده سال را برای استخدام درنظر گرفته اند.

«پاکبان نوجوان»؛ماجرای یک روز معمولی در خیابان انقلاب
از «وفا» اجازه می گیرم تا با هم صحبت کنیم.می گوید:
«شیش-هفت ماه پیش با پنجاه نفر دیگه،از افغانستان برا کار اومدیم اینجا.الان توی یه خوابگاه نزدیک خیابون حافظ زندگی می کنیم.چار تا اتاق داره.توی هر اتاقش هفت تا تخت دوطبقه هست.اتاق ما سیزده نفریه،من از همه کوچیکترم».
او که می گوید منتظر یکی از همکارانش است با هر صدای موتورسیکلتی به اطرافش نگاه می کند.در مورد غذای روزانه اش می پرسم.اینطور توضیح می دهد.


«توی خوابگاهمون یه آشپز هم داریم.دایی«ولی»روزها آشپزی میکنه،شبها هم مث ما میاد خیابونا رو جارو می زنه».
«وفا» از سختیهای روزهایی که تازه وارد ایران شده بودند می گوید.


«روزهای اول که اومدیم ایران،خیلی سخت گذشت.بیکار بودیم و بی پول.حتی جایی هم برا خوابیدن نداشتیم.تا اینکه فهمیدیم شهرداری نیرو می خواد.رفتیم و خداروشکر همه مونو قبول کردند.»
او در جواب اینکه آیا مشکلی بخاطر تبعه افغان بودنش در مراحل استخدام پیش نیامد؟پاسخ می دهد:
«نه،همه مون رو با شناسنامه های خودمون استخدام کردند».


در ادامه می گوید محل اصلی کارش خیابان موسوی است.هر شب ساعت دوازده تا پنج صبح باید حوالی این خیابان و کوچه های اطرافش را جارو بزند.سپس به خانه یا به قول خودش خوابگاه برمی گردد برای استراحت.او می گوید از ساعت دوازده ظهر تا هشت شب هم با یکی از همکارانش سوار بر موتورسیکلت،در خیابانهای مختلف می گردند و اگر در طول روز کسی زباله ای روی زمین ریخته باشد،جمع می کنند.


« همکارم رفته بنزین بزنه،منم گفتم یه کم استراحت کنم».
وقتی از خانواده اش می پرسم سرش را پایین می اندازد و خود را مشغول کندن نخهای اضافه ی دستکشش می کند.
«پدر و مادرم با هفت تا خواهر برادرهام افغانستان زندگی می کنند.من هر ماه یک و دویست حقوق می گیرم که دویست تومنشو برا دونگ غذام میدم به «دایی ولی»،بقیه شو می فرستم برا خونوادم».
از او که حالا کمی از خجالتش کم شده می پرسم برنامه اش برای زندگی چیست و چه آرزویی دارد.


کمی مکث می کند،دستکشهای سیاهش را درمی آورد و می گوید:« قراره بابام بیاد همینجا با ما کار کنه.اینجوری منم کم کم پولامو پس انداز می کنم یه خونه برا خودم کرایه می کنم...هیچی دیگه....بعدشم ایشالله ازدواج می کنم. با هم زندگی می کنیم.می ریم بیرون ،میگیم می خندیم..... بعدش هم....».
همین موقع از دور موتورسیکلتی به سمت م

ا می آید.«وفا»با عجله جارویش را برمی دارد ،خداحافظی می کند و با همکارش می رود.
خودرویی که صدای موسیقی اش فضا را پر کرده با سرعت از آنها سبقت میگیرد.چند دختر و پسرجوان داخل خودرو هستند.یکی از آنها چیزی شبیه پاکت سیگار از شیشه بیرون می اندازد.

*در سالهای اخیر واژه «پاکبان» به جای «رفتگر» پیشنهاد شده است.

 

انتشار یافته: ۱۱
در انتظار بررسی: ۰
ثمین
United Kingdom
۱۹:۴۵ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۰
ما هر یکشنبه منتظریم بریم زیر پوست خ انقلاب
علی
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۰
خیلی دلنشین و ملموس بود. شاید یه روزم منو تو خیابون انقلاب ببینین و زندگیمو و آرزوهامو بنویسین
علیرضا
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۰
شهرداری برا اینکه حقوق کمتری بده،افغان استخدام میکنه
فرزاد
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۱
وفا خالی بسته. با ماهی ۲۰۰ تومن مگه میشه زندگی کرد؟!
پاسخ ها
حسن
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۲
آره.وقتی 50 نفر باشن و برا غذا دونگی پول بذارن ،خیلی ارزون واسشون میفته
فاطمه
United Kingdom
۱۵:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۱
آخی،گناه دارن این بندگان خدا. یه کار شبانه روزی فقط یک و دویست؟!!
شهناز
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۱
بیچاره وفا دلم براش سوخت اینکه نوجوونیشه خدا بداد پیریش برسه
صدیقه ب
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۰۹ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۴
اسم وفا چقد بهش میاد. اینکه وفاداره به خونه وادش و براشون پول میفرسته. اونم تو این سن. هر بچه ای باشه میره برا خودش کلی چیز میز میخره. دم وفا گرم
بی وفا
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۵
همه کارها را با حقوق کم دادند به افغانها. ایرانیها هم مانده اند بی کار
hasan
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۵
اینا که از توی ماشینشون آشغال میریزن تو خیابون باید جریمه بشن
صادق
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۵
کلمه رفتگر بیشتر جا افتاده تا پاکبان
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: